قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

713

درة التاج ( فارسى )

خط مستقيم مىبينيم ، و نقطهء دايره بسرعت خطى مستدير - بر سبيل مشاهده ، نه بر سبيل تخيّل ، يا تذكّر ، و بصر ادراك نمىكند جز مقابل « 1 » را ، و آن قطرهء است - يا نقطه ، پس در انسان قوّتيست كى بصر بأو تأديه كند ، و او مشاهده كند آن را كى بصر بأو تأديه كرده باشد و بيش از غبوبت آن صورت تأديه كرد آن را بأو در موضعى ديگر ، و همجنين تا حاصل شد از مجموع آن ادراكات خطّى ، يا دايرهء . و همجنين نا ( ئ ) م در نوم امورى مىبيند كى مشاهده كرده است ، نه بر آن وجه كى بر آن باشد حال تخيّل . و همجنين جماعتى از مرضى و غيرهم با تعطّل حواسّ ظاهر ايشان مشاهدهء صورى مىكنند كى نمىيابند حاضران با ايشان در خارج . و بسيار باشد كى بر وجهى باشد كى در اعيان شبه آن نيافته باشند . و امورى كى انسان تخيّل آن مىكند در عامّهء اوقات او - در آنها مشاهدهء نيست . و اين نيست الّا آنك ادراك بأين « 2 » دو قوّت قوىّ مىشود - و مشاهده مىباشد - و ضعيف مىباشد در اغلب - و تخيّل باشد . و ثالث آن قوّت وهمى است و آن در تجويف اوسط از دماغ است « 3 » ، و نفس به آن حكم مىكند احكامى جزئىّ ، و در محسوسات بحواسّ ظاهر ادراك معانى مىكند - كى محسوس نيست بحواسّ ظاهر « 4 » ، مانند ادراك شاة عداوت ذئب را ، و ادراك كلب در آن كس كى او را نيك دارذ معنيى را موجب متابعت و خضوع او را و اين بجشم نيست ، بل بقوّتى ديگرست ، و اين قوّت بعضى حيوان اعجم « 5 » را - جون عقل است انسان را . و رابع آن متخيّله است ، و او هم در تجويف اوسط است ، و محتمل است كى محلّ اين و محلّ آن قوّت كى بيش ازين است ازين تجويف يكى نباشد . و از شأن « 6 » اين قوّت است كى تركيب صور كند - بعضى با

--> ( 1 ) - الا جزو مقابل - ط . ( 2 ) - اين - م . ( 3 ) - از دماغ انسانست - اصل . ( 4 ) - مظاهر - م . ( 5 ) - حيوانات عجم - م . ( 6 ) - و ازيشان - اصل .